متن آهنگ تو گلوت گیره از مانیار و محمد بیباک


می خوام یه قصه بگم بر اساس طرحی
از قصه ی شب یه دلنوشته ای تر
یه مرد نیمه جون
پا حرف این و اون
زندگیشو ساخت
دویید و تاخت
ولی روز به روز دور شد از هدفشو
هه نرسید و باخت
آدما بی خودی بودن
همشون دیر کنی میرن
زود بیای که نیستن
به زور میان تو .. ( لیستم ؟ )
اینا قصه ی منه
اسمش نوشته های شبه
حقیقته حتی باشه طنز خنده
ادامه ش میدم حالا که بهت مزه کرده

فرار می کنم از شجره نامه م
در میرم از همه ی هدف و راهم
چون دیگه نمی خونم من غزلو با ترس
فرار می کنم از خودم پایان راهم
قصه های منه چی فهمیدی
میزونی رو به راه برا چی در میری (!)
من هیچوقتی سرم به سنگ نمی خوره
اگه خورده بود که رفیقم غم نمی شدش
آخه برعکس قضیه من مشکلاتمو خودم دوره کردم
رفیق بازیامم توبه کردم
مثه خیلیا به یاد تو هستم یادگاریتم وصله دور گردنم
ولی حلالت نکردم و عمرا نکنم
حلوای ختمتم عمرا نخورم
دوس دارم از اینجا به بعد تو حسرت نباشم
آرزوی مرگتم اصلا ندارم
دوس دارم باشی تا من هستم
همون طور که خودت گفتی
پیشرفتمو ببینی تو شخصا و سر پا وایسی و نیفتی
من ضررتو نمی خوام وقتی تیپا خوردی
اصن خبرشو نمی خوام که عاشق نموندی
من می خوام برسی بهش هه آرزوهاتو بگی به دلش
خنده هاتو با اون تقسیم کنی گریه هاتو نگی به دلش
با این که حسی نیست ولی بازم حرف داشتم
یه دنیا غصه از تو ، تو دل من انباشته س
همه دل نگرانیات واسه علف کشیدنام
دلسوزیات واسه به هدف رسیدنام
د ِ یادم نمیره همه حرفام با تو
عشقیایی مثل علی و هومن
بودن دورم ولی میگم و گفتم هر کی جای خود
من و تو بهتر می دونیم مشتی بازی مرد
تو رفیقتو دادی به یه مرحله ی بازی
تا دیدی گیج زدم رفتی پی خودت با کی ؟
با کسی که همه ی عشقم بود
نصیحتش کردی ... ول کرد زود
نگو نه داداش حنات رنگی نداره
خواستم ولی نشد که دلم سنگین نباشه
بد یا خوب خودتو جا کرده بودی
به هر نحو در احساسو وا کرده بودی
عقایدم ترفندامو عوض کردش یا تو ؟
چرا حس کردم تو زندگی همه ی غرض ورزیاتو ؟
حالا که نیستی نمیگم خیالی نیس
آخه این همه یاد و خاطره خیالی نیس
نمی دونم نفرین یا دعات کنم
من تو این رابطه با تو خب کجات بودم ؟
من رضایتو از تو چشات خوندن بلدم
تو بردی رفیق من از تو خیلی عقبم
به قول هومن بی خیال به من چه اصلا
چرا نصیحت بکنم که برنجه از من
شاید راست می گفت علی که تو گلوته گیره
من رفتم موقع حرفات کی پلوته دیگه
من رفتم موقع حرفات کی پلوته دیگه

فک کردی همه ی حرفام همین بود آره ؟
خیلی بیشتر از اینا نوشته بودم
نشد به زبون بیارم
نه اینا ادا اطواره نه دارم فیلم بازی می کنم
عین واقعیتو نوشتم و خوندم
هومن داداش تو حرفی نداری ؟
هر چند همه حرفاتو با موزیکت زدی ، دمت گرم
حالا ما حرفاتو گوش میدی داداش
بزن بینیم چیکار می کنی

متن آهنگ میم و نون از محمد بیباک


حرفام واست همینه غمام بازم در کمینه
شبام از جنس زمینه رویاهام توش نمیشینه
وقتی سختی باشه وقتی باشه هر چی باشه کم میاره
وقتی سختی باشه سختی جایه تفریح باشه جوونی میشه پیری
آرزوت میشه سیری پیری تو هیریویری که دیدی دیر میره
زیر باره مشکلاتو با یه کمر خم آره خبر بد میقاپی تو کمر بد
زیادی زیاد ندیدی دوره تو پره دورت از جوونا
همونا که آتیش گرفتن از زخک زبونا
همونا که از زخمو زبونا شده تیکه پاره
دلشونو گلشونو شعر کردیو تقدیم کردی بهشونو
دله بهشتیت نوشت اونو مثه خودت شاکی از زمونم
به جرمه جوونی که جوونن وقتی کسی درکشون نکنه
شکی نیست تو این مملکت نمونن تو این مملکت نمونن

میمو نون گذشته از سختی ها
میمو نون تن نداده هرگز به اون لختی ها
میمو نون یعنی حسرت همه خوشبختی ها
میمو نون آه میمو نون منم که دوره گلوم تنابو بستم
ولی یهو رو به سیاهی من درارو بستم
میمو نون منم که تا تباهی رفتم
ولی برگشتم تا روشنی تنهایی رفتم

منو قلوت خندید هر روز به ریشم
ولی من هنوزم مثله صد روزه پیشم
من (!) خیشم میمونم بیا دوباره من ربع پیشم
هر نوع حرفو شنیدم من طعم دردو کشیدم من سردو گرمو کشیدم
آرامش نمیدن که میگن چپیدم یه گوشه
از نزدیکترین کسام شنیدم کشیدم رسیدم به کوچه بزار تو سینم بجوشه
زرباته کلمات من چفت کنم با ماهی پس چهل تومن
چهل جورو چه جوری بیمه شنو امروز بچه هام سیر بشن
همینه دزدا راس راس راه میرنو مردم وای میسن قاتل میدون کاج خیره شن
الله اکبر از نیمه شب روزگاری که کاری کرد نصفه زن ها بیوه شن
... (!) ... نیمه شب چطوری میتونم این همه فکرا (!) شم
شب ها تنها تنهام من طمه کابوسو میچشم
خب منم دارم پیر میشم

میمو نون گذشته از سختی ها
میمو نون تن نداده هرگز به اون لختی ها
میمو نون یعنی حسرت همه خوشبختی ها
میمو نون آه میمو نون منم که دوره گلوم تنابو بستم
ولی یهو رو به سیاهی من درارو بستم
میمو نون منم که تا تباهی رفتم
ولی برگشتم تا روشنی تنهایی رفتم

هر جا از ما حرف سرد میگیرم پایین
اما حتی دیدم بعد میشینن بای این
حرفا باز با همو زمینمو میدوزمو به آسمانمون
تو یه اسم میدونی از (!) داستانمو
یه آدمه خاص زمن اینکه عادی
که یه آدمه باز غرقه زندگیه مادی
یه آدمه خاص ولی مثله اینکه جاش نیست
یه آدمه خاص ولی مثله اینکه جاش نیست
پس جنگیدم با دروغو خودنمایی من جنگیدم
واسه شهرت نکردم دردایه زندگیمو رنگی تر
یه مردم که هر دم وقص (!) دردم که هیچ وقت
جلو کسی دست دراز نکردم
اینه اون زخمه باز زمونه میگه بسته ماست
بدیا سختیا به سمته من روونه میشه تخته گاز
اینه حرف عبدی پس با هیچ احدی
منو تو ترازو نچین تو فرازو نشیب
به روزگار که میخندن از شکسته تو دشت بی صبر
برو جلو پیروز شو که همه اونو اشک بریزن
بازنده دنیا اومدی از اجتماع توهه
اینکه بازنده از دنیا بری اشتباهه توهه
آه .... BiBaK
هر کسی تو این دنیا یه میمو نون داره
میمو نونی که "من" من خودش
منی که تو سختی ها بوده
منی که یه روزی بعد از تمامه پستیو بلندی ها
به قله میرسه ... قله

متن آهنگ این نیز بگذرد از محمد بیباک

زیراب زدنامون رشد دیده

دلرحمی ها خشکیده

اشکامونم دروغیه

مثه زاینده رود مثه ارومیه

روحامون اوج نمی گیره مثه سی یکصد و سیه

خبرنگارایی که سقوط کردن

تو دلامون آشوبه

اما لبامون سکوت کردن

خوشیامون مثل عزا فقط

جوونا فضانورد

ضعفامونم می ندازیم پای قضا قدر

هر روز و هر شبمون که تکراریه

کپی پیسته لامصب حتی هر یک ثانیه

و از وقتی این اسمو به من دادنش

از وقتی یادمه

خرابکاری زیاد کردم تو گذشته

اما امروز چی ؟ همه اونا گذشته

شکستن شیشه ی همسایه با توپ

فرار از سایه تا نور

تصادف بی گواهینامه

هه تجدیدای کارنامه

یادم میاد تراشکاری توی بازار

یا جواب کنکور آزاد

طاقت من سر اومد طاقت تو چی ؟

می گذرن ثانیه ها روی این ساعت مچی

خاطراتم مثل عکس

قد ِ یه چشم باز و بست

از تو مغزم از تو ذهنم

می گذرن می پرن از تو دستم

من تو سنم قد ِ سنم بد آوردم

صد تا باختم یکی بردم

دنیا یادم داد بی رودرواسی

این مطلبو تو دوران سربازی

توی تنبیه و ..........

زیر لب بگو تو هی

این نیز بگذرد

 

تو هر فرصتم به روزگار غر زدم

از همه آدمایی که بهترین شانسامو بُر زدن

آدمایی که منو دور زدن رکب زدن بلوف زدن و اما این نیز بگذرد

من ناراحت نیستم از این خوشیای زودگذر

از رو بدیا یا پل می زنم یا که زیرگذر

همیشه با خودم اینو تکرار می کنم

این نیز بگذرد

این نیز بگذرد

 

همه روزا آرزوها شده شب و ..

خدایا وقت داری بزنیم با هم گپ و گفت ؟

هر کی دو رنگ تر میشه پر رنگ تر

سو استفاده که کرد میشه فورا دک

پس من موندم و روزگار و خنده های عصبی

چون نمونده از اون یکی بنده هات که اثری

آره باخت میده هر کی نکرد دو رویی

در عوض برده بند پ ینی پول پارتی پررویی

پس هدفم طرفم ..

کلمه م قلمم پژمرده

دلم و حسم زخم خورده

منم یه افسرده

که نادونه خودشو عقل کل دونسته

رفاقتای اینجا بدتر از گل کوئسته

هر کی به فکر خودشه

خیالتم جمع گیر بیفتی استفاده نمی کنه از بُرشش

چاشنی چرخیدن آسمون و زمین سوده

نگران چی ای ؟ تا بوده همین بوده

 

تو هر فرصتم به روزگار غر زدم

از همه آدمایی که بهترین شانسامو بُر زدن

آدمایی که منو دور زدن رکب زدن بلوف زدن و اما این نیز بگذرد

من ناراحت نیستم از این خوشیای زودگذر

از رو بدیا یا پل می زنم یا که زیرگذر

همیشه با خودم اینو تکرار می کنم

این نیز بگذرد

این نیز بگذرد

 

من تو دلا برفی

من تو بلاتکلیف

کارمونه همواره جنگ

دلامونم انبار سنگ

بالاسریمون سر نسل ما قمار کرد

از فرداش تا آسمون قیمت دلار رفت

سر انگشتی بشین و چک کن خودت

دار و ندارت الان ارزشش یک دومه

هه شب خوابیدیم صب که شد

شهر من شهر تو شهر ما که شوکه شد

از جنگ بین ایرونیات گرونیا

حتی سر یه قرونیا

گله داریم از بی خوشی

همزمان قهرمانامونو داریم می کشیم

 

خلاصه نگاه به گذشته منو به فکر وا می داره

سختی راحتی هر کدوم یه تایمی داره

امروز اگه لم دادی رو بالشای پر

آماده باش واسه ی چالشای بد

 

تو هر فرصتم به روزگار غر زدم

از همه آدمایی که بهترین شانسامو بُر زدن

آدمایی که منو دور زدن رکب زدن بلوف زدن و اما این نیز بگذرد

من ناراحت نیستم از این خوشیای زودگذر

از رو بدیا یا پل می زنم یا که زیرگذر

همیشه با خودم اینو تکرار می کنم

این نیز بگذرد

این نیز بگذرد